الفيض الكاشاني

53

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مىدهند و برخى لذّت علم را براى كشف اسرار ملكوت آسمانها و زمين و ديگر امور الهى از رياست و نكاح و خوردنيها و آشاميدنيها برتر مىدانند . در آخرت نيز وضع به همين گونه است . دسته‌اى لذّت نظر به وجه خداوند سبحان را بر نعمتهاى بهشت ترجيح مىدهند ، چه نعمتهاى آن به نكاح و طعام برگشت دارد . اينان همانهايى هستند كه حالت آنها را در دنيا ذكر و روشن كرديم كه آنها لذّت معرفت و علم و آگاهى بر اسرار ربوبيّت را بر لذّت نكاح و طعام و چيزهاى ديگر كه خلق بدانها مشغولند برترى مىدهند . از اين رو هنگامى كه به رابعه گفته شد : درباره بهشت چه مىگويى ؟ پاسخ داد : الجار ثمّ الدّار يعنى همسايه سپس خانه . وى با اين سخن بيان كرده كه در دل او به بهشت توجّهى نيست ؛ بلكه توجّه او به پروردگار بهشت است . لذا كسى كه خداوند را در دنيا نشناخته است در آخرت او را نخواهد ديد و آن كه لذّت معرفت را در دنيا درك نكرده است ، در آخرت لذّت نظر را نخواهد يافت ، زيرا در آخرت در ابتدا چيزى به كسى نمىدهند كه در دنيا فاقد آن بوده است و هر كسى آنچه را كشته است ، درو مىكند و بر طريقه‌اى كه مرده است محشور خواهد شد و بر آيينى كه زندگى كرده است خواهد مرد . بنابراين ، آنچه از معرفت به همراه داشته باشد ، عينا به همان متنعّم مىشود و بس ، جز اين كه با برداشتن حجاب ، معرفت به مشاهده بدل مىشود و بدين سبب لذّت او چند برابر مىگردد . چنان كه لذّت عاشق چند برابر مىشود ، هرگاه خيال صورت معشوقش به رؤيت مبدّل گردد ، چه آن نهايت لذّت اوست . خوشى بهشت به اين سبب است كه هر كسى آنچه را آرزو دارد در آن برايش موجود است و كسى كه جز لقاى پروردگار را آرزو ندارد در غير آن برايش لذّتى نيست ، بلكه بسا به سبب غير آن آزرده مىشود . بنابراين نعمتهاى بهشت به اندازهء محبّت انسان به خداست و محبّت او به قدر معرفت اوست . پس اصل همهء سعادتها معرفتى است كه در شرع ايمان گفته مىشود . اگر بگويى : لذّت رؤيت چنانچه متناسب با لذّت معرفت باشد اندك خواهد بود ، اگر چه چند برابر شود ، چه لذّت معرفت در دنيا ناچيز است و چند برابر شدن آن به حدّى از قوّت نمىرسد كه لذّات بهشت در برابر آن حقير و ناچيز شمرده شوند . پاسخ اين است كه بدانى منشأ ناچيز شمردن لذّت معرفت خالى بودن آدمى از معرفت است و كسى كه فاقد معرفت است ، چگونه ممكن است لذّت آن را درك كند و چنانچه از معرفتى ضعيف برخوردار و در همان حال دلش پر از علايق دنيا باشد ، درك لذّت آن نيز برايش ممكن نخواهد بود . آرى عارفان در شناخت و تفكّر و مناجات خود با خداوند لذّاتى